تبليغاتX
عشق

عشق
خدا

علی

×××××××××××××××
همین لحظه حاوی بهشت و دوزخ است

همه اش بستگی به تو دارد

اگر تو خوش باشی ، شاد باشی

اگر عاشق زندگی باشی

و آن را محترم بداری و جشن بگیری

در بهشت هستی

اگر نتوانی شادمانی کنی

اگر چنان زنجیرهای سنگینی

برپا و دست داشته باشی

که نتوانی با آهنگ زندگی

به رقص در آیی

آن وقت در دوزخ به سر می بری




×××××××××××××××



سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني

شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني

آه باران من سراپاي وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

××××××××××××××××
عشق یعنی

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى




» شهریور 1388
» مرداد 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آذر 1387
» آبان 1387
» درد پنهان
» غروب
» دوست خوب
» نگاه تو
» ماه مبارک
» دلتنگی
» سلا م به دوستان حرف های قشنگ
» امید به زندگی
» سال نو مبارک
» آغوش تو گناه نیست

درد پنهان یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

 

 

 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت

چهره ام هرگز پریشانی نداشت

برگ های آخر تقویم عشق

 

حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش قلب ها در چهره بود

 

 


غروب یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

 

 

 

 

غروب

 پایانیست برای آغازی دوباره..

سلامی به دور دست ها..

و...یک انتظار شیرین...

 

 


دوست خوب یکشنبه هشتم شهریور 1388

 

 

هیچی بهتر از داشتن یه دوست خوب نیست . چون هم شریک غمه هم شریک شادی هات .دوست

خوب کسیه که تو آغوشش آرامش میگیری و واسش دردو دل میکنی . کسیه که  به تمام حرفات گوش

میکنه و اونا رو احساس میکنه. درکت میکنه

ولی به نظر من آدم باید غم هاشو سعی کنه واسه خودش نگه داره شادی هاشو با بهترین دوستاش

قسمت کنه . این آپ رو تقدیم می کنم به همه ی دوستای خوبم .

 

 

 

 

 

 


نگاه تو پنجشنبه پنجم شهریور 1388

 

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره

ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره

فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست

خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود

بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه

براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي

دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي

 

(این متنو آقا مهرداد عزیز واسم گذاشته بود تو نظرات امیدوارم خوشتون بیاد)

 

 

 


ماه مبارک سه شنبه سوم شهریور 1388

 

ماه مبارک رمضان بر تمامی مسلمانان و شیعیان جهان

 مبارک باد

 

 

 

 

 

 


دلتنگی شنبه بیست و چهارم مرداد 1388

 

 

 

کاش از دلتنگی هایم با خبر بودی

ای کاش میدونستی هنوزم به امید دیدار دوباره تو شبها تا صبح بیدار می مونم و

ای کاش می دونستی که چقدر دلم واست تنگ شده

 

 

 

 


سلا م به دوستان حرف های قشنگ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

 

سلام به تمام دوستان عزیز این وبلاگ بعد از گذشت چند ماه

دوباره شروع به فعالیت کرده امیدوارم با همکاری شما دوستان

و نظرات و انتقاداتتون بتونم دوباره به این وبلاگ تازگی

ببخشم

 

توی این پست چند تا جمله آموزنده گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.

 

راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . ارد بزرگ



دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز



عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست . باربارا دی آنجلیس



قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله . آنتونی رابینز



اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید،در هر دو صورت درست فکر کرده اید.آنتونی رابینز



وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.لارو شفوکو



هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر .  ارد بزرگ



در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است.امرسون



موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن . توماس ادیسون



مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم . هولمز



بسیاری از آرزوهایمان را می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . ارد بزرگ



سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم . مارکوس گداویر



مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم . ویلیام جیمز



نگاه خردمندان به ریشه ها می رسد و دیگران گرفتار نمای بیرونی آن می شوند . ارد بزرگ



آن گاه خواهید دید که زندگی با لطف و محبت ، زیبایی ، رحمت ، شادی ، نشاط و شور و سرزندگی به شما پاسخ خواهد داد . باربارا دی آنجلیس



بهترین خوشبختی ها ، یاری به دیگران است. آلبرت هوبار



آن چه انسان هرگز نخواهد فهمید این است که چگونه در مقابل کسی که ما را آفریده و همه چیز ما از اوست مسوول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد کرد ؟!؟!؟ . موریس مترلینگ


برای دیدن بقیه جملات به ادامه مطلب بروید


 


ادامه مطلب

امید به زندگی چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387

 
 
 
باید برای حال زندگی كرد ؛ نباید به خاطر گذشته ها افسوس خورد و نباید چشم به راه آینده ماند. بلكه باید از
همین لحظاتی كه داریم حداكثر استفاده را ببریم. بیشتر مردم زندگی نمی كنند بلكه فقط با سرعت می دوند .
آنها سعی می كنند به هدفی دست یابند كه در افقی دور دست قرار گرفته و در گرما گرم تلاش خود به حدی
هیجان زده و خسته می شوند كه تمام مناظر زیبای محیط آرامی كه در آن عبور می كنند از نظرشان دور می
ماند و بعد وقتی به خود می آیند كه پیر و فرسوده شده اند و در آن زمان دیگر رسیدن یا نرسیدن برای آدم
فرقی نمی كند.
برای این منظور كافی است مطالعه ای بر روی زندگی افراد موفق كه در گوشه و كنار ما زندگی می كنند
انجام دهید.
بیشتر افراد موفق چندین و چندبار شكست خورده اند ولی با نیروی عظیمی به نام «پشتكار» باز هم دست از
تلاش برنداشته اند و موفق شده اند.

 

 

                                                   «جین وبستر»


سال نو مبارک دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387

  

 

خنده بر لب... شوق در دل... غم ها دور... سلامتي همراه... وصل ها نزديک... مهربوني ها سبز... کينه ها بر باد... همچو طبيعت نو شويم... شادي هديه دهيم...

 

 

 


آغوش تو گناه نیست پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387

 

آغوش تو گناه نيست

من در آغوش تو آرامش يافته ام

كه هيچ گناهي با

آرامش مانوس نيست

آغوش تو گناه نيست

من در آغوش تو امنيت

را احساس كرده ام

كه در هيچ گناهي امنيت

محسوس نيست

آغوش تو گناه نيست

من در آغوش تو تمام زيبايي

را لمس كرده ام

كه در هيچ گناهي زيبايي

ملموس نيست

پس امانم بده

كه تا ابد در دل اين زيبايي

آرامش يابم


با تو سخن می گویم سه شنبه بیستم اسفند 1387

امروز حالم خیلی گرفته بود حوصله نبشتن  نداشتم از پست های قدیمی یکی رو گذاشتم امید وارم خوشتون بیاد

 

 

گوش کن با تو سخن ميگويم

زندگی در نگهم گلزاريست

 و تو با قامت چون نيلوفر

شاخه پر گل اين گلزاری

من به چشمان تو گلهای فراوان ديدم

گل لبها

 گل لبخند شباب

 گل فردای بزرگ

 گل فردای سپيد

گل خوشرنگ اميد

ميخرامی و تو را مينگرم

چشم تو آينه روشن دنيای من است

تو همان خرد نهالی که چنين باليدی

راست چون شاخه سرسبز برومند شدی

همچو پر غنچه درختی همه لبخند شدی

ديده بگشای و به انديشه گلچينان باش

همه گل چين گل امروزند

همه هستی سوزند

کس به فردای گل باغ نمی انديشد

آنکه آهسته رود در پی گلهای قشنگ

بلبل عاشق نيست

بلکه گلچين سيه کرداريست

 که سراسيمه رود در پی گلهای لطيف

تا يکی لحظه به چنگ آرد و ريزد بر خاک

دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک

ديو خويان پليدی که سليمان رويند

همه گوهر شکنند همه هستی سوزند

ديو کی ارزش گوهر داند

نازنين با تو در پرده سخن ميگويم

گل پژمرده شده جای ندارد در باغ

گل پژمرده نخندد بر شاخ

کس نگيرد ز گل مرده سراغ

ای سراپا الماس

از حرامی بهراس

قيمت خود را مشکن

قدر خود را بشناس

 


تحمل تنهایی دوشنبه نوزدهم اسفند 1387

   

تحمل تنهايي از گدايي دوست داشتن آسان‏تر است، تحمل اندوه از گدايي شادي راحت‏تر است. بهتر است انسان بميرد تا به گدايي زندگي برخيزد

 


عشق مقدسه دوشنبه نوزدهم اسفند 1387

 

عشق رازي است مقدس . براي کساني که عاشقند ، عشق براي هميشه بي کلام ميماند ؛ اما براي کساني که عشق نمي ورزند ، عشق شوخي بي رحمانه اي بيش نيست

 


ای کاش دوشنبه نوزدهم اسفند 1387

    

اي کاش مي شد مثل يه برگ زرد توي پاييز زندگي رو رها کرد و خود رو به دست باد سپرد... اي کاش مي شد.

 


زیبایی عشق یکشنبه هجدهم اسفند 1387

زیبایی عشق به تحمله نه خرد شدن و فرو ریختن. عشق خیالی ست که اگه به واقعیت برسه دیگه طعم

شیرینشو از دست می ده. عشق یه کویره که عاشق تشنه با رویای سراب معشوق قدم به جلو میذاره.

عشق راه ناهمواریه که وقتی ازش گذشتی و تمام سختیا رو پشت سر گذاشتی می رسی به جایی که

اصلا تصور نمی کردی آخرش این باشه مثل کسی که از کوهی بالا می ره به امید اینکه ببینه پشت اون

کوه چیه؟ لذتش فقط امید و رویای رسیدن به اون بالاست وقتی رسیدی می بینی هیچی پشت کوه

نبوده و نیست ناامید و خسته می شد

 


بودنم را هيچكس باور نداشت شنبه هفدهم اسفند 1387

 

بـــــــــودنم را هيچ كـــس باور نداشت

هيــــــــچ كس كاري به كار من نداشت

بنويسيد بعــــــــد مـــــرگم روي سنگ

 با خطـــــــــو طــــــي زيبا و قشنـــگ

او كه خوابيده است در اين گورستان سرد

بــــــــودنش را هيچ كــــــس باور نكرد.....
 


منتظر تو هستم شنبه هفدهم اسفند 1387

 

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت

خالیست ... تا بدانی نبودنت آزارم می دهد ... لمس کن نوشته هایی را که

لمس ناشدنیست و عریان ... که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد ٬ لمس کن

گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار ... لمس کن لحظه هایم را ...

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم ٬ لمس کن این با تو نبودن ها

را ٬ لمس کن ...

لمس کن انتظاري را كه براي رسيدن به تو مي كشم


 


غم شنبه هفدهم اسفند 1387

 

اي غم ، تو که هستي ز کجا مي آيي؟

هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا مي آيي


انسان هاي حقير شنبه هفدهم اسفند 1387

 

چقدر حقيرند مردماني که نه جرأت دوست داشتن دارند ،

نه اراده‌ي دوست نداشتن ، نه لياقت دوست داشته شدن و

نه متانت دوست داشته نشدن، با اين حال مدام شعر

عاشقانه مي‌خوانند.

 


زندگی بی تو هرگز پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

 

روی گلهای نرگس با یک مداد قرمز هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هرگز جویبارمی خشکد و ریگزارش می ماند انسان می میرد و یادگارش می ماند در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست هیچ شاهی به گدایی سرور نیست چشم وقتی زیباست که پر از اشک باشد اشک وقتی زیباست که پر از عشق باشد عشق وقتی زیباست که برای تو باشد


سکوت تنهایی پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

 

 

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد

اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد
 


کاش میگفتم پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

 

 

 

كاش آن لحظه كه تقديم تو شد هستي من مي سپردم كه مراقب باشي

جنس اين جام بلورست

پر از عشق و غرور است

مبادا كه بازيچه شود

ميشكند . . .


 


بسوی تو دست دراز می کنم پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

               

 

گفتند ستاره را نمي توان چيد ... و آنان که باور کردند... براي چيدن ستاره

حتي دستي دراز نکردند... اما باور کن ... که من به سوي زيباترين و دورترين

ستاره... دست دراز کردم... و هر چند دستانم تهي ماند ... اما چشمانم

لبريز ستاره شد


 


منتظر پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

 

منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس

بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده

 وبگه كه: "اين دنياي منه"

 


نفرین پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387

نفرین به اون کسایی که روی دلها پا میزارن تا که میبینن عاشقی میرن و تنهات میزارن نفرین به آدمهایی که تو سینه دل ندارن عاشق،عاشق کشی اند رحم و مروت ندارن

 


» بوی خاک نم گرفته . وبلاگ باحاله آقا مجید
» وبلاگ با حاله آقا محسن (داداشه خودم)
» بهترین عاشقانه ها ی آقا رضا
» عشق و دیگر هیچ ........
» تک نوازنده گیتار عشق
» سرای بی کسی
» عاشقانه های پریچهر
» قالب وبلاگ
RSS 2.0

New Page 1

Designed By ParsTheme